به گزارش طلوع خوزستان به نقل از فارس، علی هاجری در یادداشتی نوشت: شیپور جنگ که در ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ نواخته شد، پیشروی عراق هم شروع شد. با ۱۲ لشکر مرزهای خوزستان را یکی پس از دیگری گذراند و سراغ شهرها رفت. روز اول تا روز ششم، بستان و سوسنگرد اشغال شد و بعثیها به حمیدیه رسیدند.
هفت مهر بود که شهید بهشتی برای سرکشی به اهواز آمد و پیام نزدیکی سقوط اهواز را از طرف بچههای سپاه برای امام برد. پاسخ امام یک جمله بود: مگر جوانان اهواز مردهاند؟!
شنیدن همین یک جمله از تماس تلفنی شهید بهشتی به علی شمخانی در رساندن پیام امام، خون ۳۰ نفر از بچههای سپاه اهواز که عصر ۸ مهر ۱۳۵۹ در مقر سپاه در منطقه چهارشیر بودند را به جوش آورد و همان لحظه راهی حمیدیه کرد. بیسلاح آنچنانی، بیتاکتیک و بیتجربه اما با غیرت و ایمان…
شب فرا رسید و طبق معمول لشکر کلاسیک عراق حرکت نمیکرد. گروه اول بچههای سپاه در نزدیکی دشمن کمین کردند و مشغول بررسی شدند.
مدتی گذشت تا فرشته نجات رسید. شهید علی غیور اصلی معروف به غیور. تکاور ارتش و مسئول آموزش سپاه اهواز. دو چیز آورده بود. یکی نقشه توی ذهنش و دیگری هم تنها ۷ سلاح آر پی جی.
بچهها را نشاند و یک جمله گفت: امشب اگر خوابیدیم فردا دشمن توی اهواز به مادر و خواهر و زنهای ما رحم نخواهد کرد.
همین یک جمله برای حدود ۴۰ نفر از بچههای سپاه اهواز کافی بود تا با ژ۳ و همین ۷ آرپیجی و با تقسیم شدن به دستههای دو نفره، طبق نقشه غیور به ۲ لشکر تا بن دندان مسلح با بیش از ۵۰۰ تانک حمله ببرند و صبح آنها را ۹۰ کیلومتر به عقب نشینی وادار کنند.